آه اه آه

جرت بدم؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 18:13  توسط جنده  | 

بالاییه داره حال میکنه

 
 
واااااااااااااااااای واااااااااااااااااااااااااااااای آه آه آهههههههههههههههههههههههه
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 18:8  توسط جنده  | 

 
اوووووووووووووف چطورم میخوره داره از حال میمیره
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 18:5  توسط جنده  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 18:4  توسط جنده  | 

داره داغونش میکنه

 
ببین سینه هاش چقدر باد کرده چشماشم بسته داره آه آ] میگه جووووووووووووووووونم.الان کسش داره حال میکنه داره نبض میزنه الان میگه بریز بریز اووووووووووووف
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 17:52  توسط جنده  | 

اخ اخ اخ

 
 
دیشب که خونه عموم بودیم پسرعموم همش چشمش رو سینه هامم بود.قبلا بهمم اس داده بود که میخوام لباتو بخورم ولی من خجالتی بودم.شب که  همه خوابیدن.منم تواتاق تنها خوابیدم نصف شبی حس کردم یه دستی رو سینمه.خواستم صدا کنم لباش اومد رو لبام.گفت یه امشبو بزار خودمو خالی کنم من کلا هنگ بودم مثل وحشیا داشت لختم میکرد افتاد به جونم.سینه هامو میمکید.یواش یواش منم داشتم حال میکردم .کیرش اونقدر گنده شده بود که که داشت شلوارشو پاره میکرد.به من گفت شلوارشو دربیارم ولی من درنیوردم پاهامو باز کرد.مثل همین عکس افتاد روم.پاهامو خیلی باز کرد.لباشو گذاشت رو کسم وااااااااااااااااااای داشتم دیونه میشدم شلوارشو دراوردم و کیر گندشو گذاشتم رو دهنم دیگه صدای من و اون از هم تشخیص نمیشد داد.هردوتامون صدای اه اه مون رفته بود هوا.کیرشو گذاشت لب کسم.گفتم نه.گفت ما نامزدیم تروخدا.گفتم نه.ولی نشنید صدامو چسبید به سینه هامو کیرشو باز فشار برد توم.داشت تلمبه میزد میگفت داری به کسسسسسسسسس میدی منم میگفتم به توو به عشقم به سرورم.میگفت ببین دارم جرت میدم منم اخ اخ و اه اهم رو هوا بود.یه لحظه بدنن هردون لرزید افتاد روم....
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 17:29  توسط جنده  | 

اگه رمزز میخوای بگو بدم واسه ادامه

برو ادامه آبت بیاد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 17:20  توسط جنده  |